خواب آب ارغوان

متن مرتبط با «خدا» در سایت خواب آب ارغوان نوشته شده است

دیووووونم ... دیوونتم به خدا

  • نیلوبلاگ

    تاخیر قطار حسابی گشنه َمون کرده بود ... تا الان پیش نیومده بود که این همه معطل بشیم ... واسه همینم تا توی کوپه ها مستقر شدیم ، برادر شوهر کوچیکه و بزرگه رو صدا کردیم و مشغولِ غذای مفصلِ مامان جان شدیم ... فیلمِ مسخره ی قطار رو با دقققت میدیدیم و شام میخوردیم ... بعد از جمع شدن بساط و چایی دیگه هیچ کدوممون واسه بیدار موندن جون نداشتیم ... برادرشوهرا رفتند تو کوپه ی خودشون و ماهم کم کم جای خوابمون رو آماده کردیم ... من و مرد طبقه ی بالا وَ مامان جان و بابا جان هم پایین ... چادرم رو کنار گذاشتم و شالم رو درآوردم ... موهام رو باز کردم و سر روی بالشِ ملافه پیچ شدهَم گذاشتم ... آخ که چقدرررر خوابم ...

    ادامه مطلب
  • یه خداحافظی اشک آلود

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش ...نشسته بودیم کنار هم و تلویزیون میدیدیم ... سالنامه ام جلوم باز بود و برنامه های فردام رو مینوشتم ... یکباره تصاویری از حرم امام رضا (ع) پخش شد با یه نوای دلنشینی ... هر دومون با اشتیاق و حسرت ، غرق دیدن بهشت شدیم ... ساکت بودیم ... خاطراتمون رو مرور میکردم و توی دلم تند تند یادش بخیر ...

    ادامه مطلب