خواب آب ارغوان

متن مرتبط با «حرمت» در سایت خواب آب ارغوان نوشته شده است

ای حرمت ملجا درماندگان

  • نیلوبلاگ

    حواسش بهم بود ... خوب میدونست که دلم میخواد اولین دیدارمون دونفری و فقط با خودش باشه ... واسه همینم یکمی دیر از خواب بیدار شد و توی سرحال و حاضر شدن این پا و اون پا کرد ... من توی حموم بودم که صدای خداحافظیِ مامان جان اینا و زود بیایدشون رو شنیدم ... لبخندی شدم ... همه چیز رو واسم مهیا کرده بود ... تا من لباس بپوشم و مردجانم هم دوش بگیره و حاضر بشه نیم ساعت-چهل دقیقه ای طول کشید ... با این که حدودا نیم ساعتی هم پیاده روی داشتیم ولی عجله ای توی کاراش نمیدیدم ... سرحال و باحوصله باهام حرف میزد ... شوخیای همیشگی و اذیت کردناش هم صدای خنده های بلندم رو درمیاورد ... بغل های محکم و تند تند بوسیدنم ه...

    ادامه مطلب